|
لینک ثابت|
یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 19:8 توسط asal&sahar |
|
|
salam every body chand vaghti mishe be veblag naumadim darsa nemizare kholase bebakhshid na man na sahar az veblag razi hastim o00on jor ke mikhastim nashod vase haminam ye taghirai to sh bevojod avordim omidvarim in yeki dige khob dar biyad baba khoshgela; nazaaaaaaaaar bedidi روزاول پسر:سلام دختر:سلام پسر:چه طوری؟ دختر:بدنیستم ----------------- هفته ی اول --------------- پسر:سلام دختر:علیک سلام. پسر:چه طوری؟ دختر:بدنیستم مرسی.تو چه طوری؟ ------------------- هفته ی دوم ------------------ پسر:سلام دختر:علیک سلام.چطوری؟ پسر:قربانت.بد نیستم.تو چطوری؟ دختر:مرسی........خوبم. ----------------- هفته ی سوم ---------------- دختر:سلام . پسر:سلام چطوری؟خوبی؟ دختر:مرس خوبم.و یک نگاه معنی دار به پسر ----------------- هفته ی چهارم ---------------- دختر:سلام. عزیزم.چطوری؟خوبی؟ پسر:سلام عزیز دلم.مرسی.بد نیستم.تو چطوری؟ دختر:می دونی یه چیزی میخوام بهت بگم.نمی دونم الان بگم یا بعد؟ پسر:بگو عزیز دختر:نه........... حالا زوده......... باشه بعد. ------------------- هفته ی پنجم ----------------- دختر:سلام. عزیزم.چیزی که دفعه ی پیش میخواستم بهت بگم این بود که دوستت دارم...... عاشقتم........زندگی بدون تو برای من هیچ معنا نداره.تمام آیندخ ی خودم رو با تو می بینم. اگر تو نباشی زندگی برای من هیچه!!!!!!! و کلی دیگه از این حرفهای پوچ و صد من یه غاز!و پسر باور میکنه ------------------ هفته ی شیشم ------------------ پسر:امروز یه دختری تو خیابون اومد ازم آردس پرسیدمنم.......... دختر:دیگه چی؟دلمو شکستی!تو که میدونی من چقدر حسودم.چرا این کارو کردی؟ پسر:من که کاری نکردم.........فقط جواب سوالشو دادم! دختر:یه قول به من میدی؟ پسر:آره دختر؟قول بده دیگه با هیچ دختری حرف نزنی. پسر:باشه عزیزم.قول میدم! ............. .......... .......... .......... روابط سالم و صمیمی ورمانتیک ونه(....)ادامه دارد. ......... ......... ........ ........ ماه هجدهم!!! ------------------ دختر:برام خواستگار اومده! پسر؟غلط کرده... دختر:چرا؟خوب طوری که نیست.اونم بالاخره آدمه! پسر:تو چه جوابی بهش دادی؟ دختر:هنوز هیچی! پسر:ما کلی قرار مدار یا هم گذاشتیم.حالا میخوای اونو جای من بزاری؟ دختر:یه چیزی رو میدونی؟اون هیچوقتنمی تونه جای تو رو بگیره! پسر:من چیکار کنم؟ دختر:نمی دونم فقط به من فکر نکن!اگه بدونم تو به من فکر میکنی یه آب خوش از گلوم پایین نمی ره!!!ببین برو زودتر زن بگیر. پسر:حسودیت نمی شه؟ دختر:نمی دونم چرا دیگه از اینکه تو رو با دختر دیگه ای ببینم حسودیم نمی شه!!! پسر:(در فکروخیالش)من میدونم چرا! . . بعدش مدتی پسر از خاطرات خوش گذشته میگه و دختر هم برای خالی نبودن عریضه ی سنت آبغوره گیری رو شروع می کنه .................. دوران خوش دختر و دوران تحول پسر شروع میشه! ................ دید پسرها نسبت به دختر ها عوض میشه قلبش نسبت به واژهایی از قبیل:دوست دارم عاشقتم زندگی بدون توبرام هیچه و بقیه ی واژه های زیبا ولی پوچاینطوری مقاوم میشه! سبک زندگیش عوض میشه و خیلی تحولات دیگه......! ********** حالا اگر در آینده مورد مشابهی برای پسر پیش بیاد : روز اول ----------------- پسر:سلام دختر:سلام پسر:میای خونمون؟ دختر:ننننننننننننه! پسر:مگه به من اعتماد نداری؟ دختر:چرا........ولی خوووووب! ......... در اینجا پسر مراسم مخ زنی را انجام میده و البته موفق هم میشه.(علت موفقیتش بلد بودن انبوهی حرفای پوچ و صد من یه غازه که به تازگی از دختر یاد گرفته و برای مخ زنی کاربرد بسیار موثری داره!) پسر:تو که می دونی من چقدر دوست دارم دختر:آره..........ولی............آخه..... پسر:من قول میدم برای خواستگاری بیام و بگیرمت!!! دختر:جدی میگی؟(و قند تو دلش آب میشه!) پسر:آره عزیزم زندگی بی تو برام معنایی نداره!!!!! دختر:جدی میگی؟(ایندفعه با یک نگاه عاشقونه به پسر) پسر:آره قربونت برم(با یک نگاه عاقل اندر به دختر) یواش یواش دل دختر نرم میشه و رضایت میده ........................... پسر:پس بریم! . . عصر همان روز ------------------------- زیییییییینگ.......زییییییییینگ.......... پسر کهبعد از رفتن دختر به خواب عمیقی فرو رفته بود!در حالیکه خسته است یازحمت و غرغرگوشی تلفن رو برمیداره پسر:بله؟ بفرماین دختر:سلام. پسر:سلام.چطوری؟ دختر:مرسی باهات کار دارم! پسر:تو که یه ساعت پیش از اینجا رفتی؟! دختر:می خوام ببینمت!!!فردا بیام خونتون؟! پسر:(در حالی که موقعیت بزرگی کسب کرده)چرا که ته! felan bye ta epr badi nazar faramosh nashe ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 12:49 توسط asal&sahar |
|
|
salam be hamegi be pedarha ham in rozo tabrik miga khaili zod ap kardim ama dige jobran mishe vase ape bado montazere nazaraton hastim az bazi az dosta ham mese fahime nazi va shahab tashakor mikonim ke ba nazareteshon veblage ma ro garm mikonan kholase khodaya be omide to 2vomin ap ham zadim mamnon hatman bekhonid va nazar bedidi agar ham nemikhonid hadeaghal nazar bedidi khof mishe
فرق من و تو گفتي عاشقمي، گفتم دوستت دارم گفتي اگه يه روز نبينمت ميميرم، گفتم من فقط ناراحت ميشم گفتي من بجز تو به كسي فكر نمي كنم، گفتم اتفاقا من به خيلي ها فكر مي كنم گفتي تا ابد تو قلب مني، گفتم فعلا تو قلبم جا داري گفتي اگه بري با يكي ديگه من خودمو مي كشم، گفتم اما اگه تو بري با يكي ديگه، من فقط دلم ميخواد طرف رو خفه كنم گفتي... گفتم... حالا فكر كردي فرق ما اين هاست؟ نه! فرق ما اينه كه: تو دروغ گفتي، من راستشو
ba tavajoh be inke dokhtarim ama in ro ham minevisim ama shomaham bavar nakonid
دروغ هاي دخترا وقتي ميگن تو اولين دوست پسرمي، بدون قبل از تو با صد نفر دوست بودن وقتي بهت ميگن نظرت راجع به سكس چيه، يعني تو ميخواي با من سكس داشته باشي يابو؟ وقتي ميگن امروز خيلي مشكل دارم نمي تونم سر قرار بيام، بدون با يه نفر ديگه قرار دارن وقتي ميگن من از تو هيچي نميخوام، يعني يه كادوي گرون برام بخر (سعي كن گل نخري!) وقتي زنگ ميزن ميگن دلم برات تنگ شده، منظور جيب شما هستش (يعني بيا بريم بيرون شام مهمون!)
دنبال نگاهها نرو چون مي تونن گولت بزنن، دنبال دارايي نرو چون كم كم افول مي كنه، دنبال كسي باش كه باعث بشه لبخند بزني... چون فقط با يك لبخند ميشه يك روز تيره رو روشن كرد. كسي رو پيدا كن كه تو رو شاد كنه.
ترکه ميره پمپ بنزين و باك زانتياشو پر ميكنه و ميگه: چقدر شد؟ كارگر جايگاه ميگه: 350 تومان! ترکه در گوش كارگر جايگاه ميگه: شاه برگشته؟ كارگر جايگاه ميگه: نه جانم، قيمت گازوئيل همينه
ترکه ميره پمپ بنزين و باك زانتياشو پر ميكنه و ميگه: چقدر شد؟ كارگر جايگاه ميگه: 350 تومان! ترکه در گوش كارگر جايگاه ميگه: شاه برگشته؟ كارگر جايگاه ميگه: نه جانم، قيمت گازوئيل همينه اين هم بريتني خواننده ي محبوبمون
سه شنبه در حضور ![]() ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 18:53 توسط asal&sahar |
|
|
سلام به همگی ما عسل وسحر هستیم نویسنده ی این وبلاگ امیدواریم بتونیم وبلاگ رو اون طوری که دوست دارید درست کنیم و حضور شما در این وبلاگ باعث شه کار ما بگیره ممنونیم از شماها نظر فراموش نشه اینو بخووووووووووووووووووووووووووووووووووون!!!! صدا كن مرا كه صدايت زيباترين نواي عالم است صدا كن مرا كه صدايت قلب شكسته ام را تسكين ميدهد صدا كن مرا تا بدانم كه هنوز از ياد نبرده اي مرا نشسته ام تا شايد صدايم كني صدايم كني ومحبت بي دريقت را نثارم كني اینم بخون....اگه نخونی .......!!!
گر مي دانستي که چقدر تنهايم برايم اشک مي ريختي و اگر مي دانستي چقدر اشک مي ريزم تنهايم نمي گذاشتي
بوسه اسم است...چون عمومي است بوسه فعل است...چون هم لازم است هم متعدي بوسه حرف تعجب است...چون اگر ناگهاني باشد طرف مقابل را مات و مهبوت ميکند بوسه ضمير است...چون از قيد انسان خارج نيست بوسه حرف ربط است...چون 2 نفر را به هم متصل ميکند
خدا وکیلی اینم قشنگه
گابريل گارسيا ماركز:آدمي فقط در يك صورت حق دارد به ديگري از بالا نگاه كند:و آن هنگاميست كه بخواهد دست ديگري كه بر زمين افتاده بگيرد تا اورا بلند كند
ما آدما هميشه صداهای بلندو می شنويم؛پررنگهارو می بينيم و کارهای سختو دوست داريم؛غافل از اينکه خوبها آسون ميان؛بی رنگ می مونن و بی صدا می رن
این یکی هم بخون ......
کاش میشد همه ی شعر ها رو نوشت مثلا" کاش می شد از رودخانه ها گذشت ولی خیس نشد؟؟!! خدا وکیلی اینم قشنگه ...ولی این دیگه آخریشه!!!!!!!!!!!! دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد . اين دختره يه دوست پسري داشت كه عاشقه اون بود. دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم يه روز يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده. وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره. بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو. پسره با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشمای من باش
................................................................. felan bye.........ta appe jadid nazar yadetoooooooo0on ---------nare montazere nazarhaye garmeton hastim har ki ba tabadole link payas bege
ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 21:8 توسط asal&sahar |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو طراح قالب |
سلام به شما عزیزان
سعی کن همیشه تنها باشی چون تنها بدنیا اومدی و تنها میری بگزار عظمت عشق را هیچ گاه درک نکنی چون آنقدر عظیم است که تو را در زندگی نابود می کند اما اگر عاشق شدی....... فقط یک نفر را دوست بدار بخند گریه کن و قدم بردار تنها برای یک نفر قربان همتون عسل و سحر |
|
آذر 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 |
![]() |
|
افراد آنلاين: تعداد بازديدها: |
|
RSS
|